كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
786
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ أَقْسَمُوا و سوگند خوردند منافقان بِاللَّهِ به خداى تعالى جَهْدَ أَيْمانِهِمْ سختترين سوگندان خود كه در طريق فرمانبردارى چنانند كه بىشبه لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ اگر فرمائى ايشان را به بيرون آمدن از ديار و اموال خود لَيَخْرُجُنَّ هر آئينه بيرون آيند ايشان و لحظه توقف ننمايند قُلْ لا تُقْسِمُوا بگو سوگند ياد مكنيد و قسم به دروغ مخوريد طاعَةٌ مطلوب از شما فرمانبرداريست مَعْرُوفَةٌ شناخته شده باخلاص و صدق نيت نه سوگندى دروغ بر طاعت نفاقى إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ به درستى كه خداى تعالى دانا است بِما تَعْمَلُونَ بهآنچه شما مىكنيد از نفاق و جز آن قُلْ بگو اى محمد أَطِيعُوا اللَّهَ فرمان بريد خداى تعالى را بخلوص نيت وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ و اطاعت كنيد رسول خداى را به صفاى طويت فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر روى بگردانيد اى مردمان فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ پس جز اين نيست كه بر پيغمبر است آنچه برو حمل كردهاند از تبليغ احكام وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ و بر شما است آنچه بار كرده شدهايد از انقياد و امتثال وَ إِنْ تُطِيعُوهُ و اگر فرمان بريد رسول را در حكم او تَهْتَدُوا راه يابيد به راستى وَ ما عَلَى الرَّسُولِ و نيست بر فرستاده بجمعى إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ مگر رسانيدن آشكارا و دعوت واضح و پيغمبر من آنچه برو بوده بجاى آورده و آنچه كار و بار شما است مانده وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وعده كرد خداى تعالى آنان را كه گرويدهاند مِنْكُمْ از شما وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و بكردند كارهاى شايسته مراد بقول اشهر فقراى مهاجرانند رض كه بعد از هجرت به مدينه در منازل انصار جاى گرفتند و قريش با اكثر قبائل عرب كه در مكّه و يثرب بودند بر محاربه ايشان اتفاق نموده شب و روز پيغامهاى تهديدآميز و سخنان فتنهانگيز مىفرستادند مهاجران رض اكثر اوقات سلاح با خود داشتندى و روزگار بهول و هراس مىگذرانيدندى روزى با يكديگر گفتند آيا زمانى بر ما درآيد كه خود را ايمن و مطمئن بينيم و به فراغت خاطر بر بساط سلامت و عافيت نشينيم اين آيت نازل گشت و حق تعالى وعده داد و سوگند خورد كه لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ هرآئينه ايشان را خليفه گرداند فِي الْأَرْضِ در زمين كفار از عرب و عجم كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ همچنانكه خليفه گردانيده شدند و حفص رح استخلف فعل معلوم خواند يعنى همچنانكه خليفه گردانيد خداى آنان را كه بودهاند .